خانواده گروه کوچکی است که ویژگی اساسی وغیر قابل تفکیک آن صمیمیت است و اجتماعی کردن نسل آینده جزء بدیهی ترین و اساسی ترین وظایف خانواده است. در میان عوامل اجتماعی زیادی که در تحول کودک سهم دارند، خانواده بدون شک از اهمیتی اساسی برخوردار است، روابط بین کودک و مادر را می توان به عنوان نظام یا شبکه ای از عوامل و بخش هایی دانست که در واکنش های متقابل با یکدیگرند، در سال های اولیه تنها روابط موجود برای کودک، روابط او با والدینش است. خانواده، کودک را برای قبول مسئولیت آگاه می سازد، به افکار، عواطف، اراده و فعالیّت وی شکل خاصی می بخشد و او را اجتماعی می سازد، بدین معنی که از طریق الگوگیری و تمرین به او می آموزد که چگونه خود رابا هنجارهای اجتماعی منطبق می سازد. در راستای احساس نیاز به روش های درمانی برای کاهش مشکلات رفتاری کودکان و افزایش بهداشت روانی والدین، برنامه های آموزش والدین به عنوان یک روش درمانی موثر مورد مطالعه قرار گرفته اند، که از این میان می توان به روش آموزش گروهی فرزندپروری مثبت اشاره کرد. در این بخش سعی داریم در کنار ارائه مقدمه ای بر آموزش والدین، به مبانی نظری روش آموزش گروهی فرزند پروری مثبت نیز بپردازیم. متناسب با موضوع این پژوهش علاوه بر شناخت و تحلیل سواد تربیتی-عاطفی، به طراحی پروتکل آموزشی در جهت بالابردن دو سواد عاطفی و تربیتی والدین که بیشترین تاثیر را بر کودکان خردسال دارند خواهد شد، زیرا والدین باید از دانایی و توانایی لازم برای تربیت فرزندان برخوردار باشند و برای موفقیت در امر تربیت به آن ها اطلاعاتی در زمینه های تربیتی-عاطفی همچون بخش های فنی، انسانی، ادراکی را آموخت. برگزاری کلاس های آموزش والدین, تغییر برنامه ریزی شده ای است که با هدف نزدیک کردن روش های تربیتی و آموزشی والدین و در نهایت با تغییر در رفتار آنان است تا با بالابردن سواد تربیتی و عاطفی والدین، گام در مسیر درست برای کاهش مشکلات رفتاری و پرخاشگری کودکان بگذاریم.